تبلیغات
روشنگری (هر یكشنبه به روز است) - مطالب آذر 1388
یکشنبه 22 آذر 1388

دو نوع دین در جنبش سبز؟؟؟

   نوشته شده توسط: عابس    

سارا شریعتی

سارا شریعتی
سخنرانی در دانشکده علوم اجتماعی28 آبان 1388
سوال اینست: آیا می توان "شورش انتخاباتی" یا "جنبش اعتراضی برآمده از انتخابات" را محصول تقابل دو دین دانست؟
از طرفی این نظریه که در ایران، جدال بر سر دو نوع مذهب است. مذهب نظم موجود و مذهبی که خواهان تغییر آن است. هر دو از زبان، اصول و نمادهای مذهبی برای مقابله با هم استفاده می کنند. ( رنگ سبز، الله اکبر، نماز جماعت...). ارجاعات تاریخی به سنت دینی نیز بسیاراست. ( جنگ جمل، واقعه ی عاشورا، مسجد ضرار). قدرت رسمی با تکیه به دین به سیاستش مشروعیت می بخشد و معترضان نیز با استفاده از نمادهای دینی به مقاومت برخاسته اند. آیا وجود این نمادهای دینی می تواند نمایانگر تقابل دو دین باشد؟ برخی از تحلیل گران از جدال دو دین در ایران سخن گفتند. برخی این شرایط را مصداق همان نظریه ی مذهب علیه مذهب یا با تحلیلی دیگر عرصه ی جدال میان اسلام سیاه و سبز خواندند(1).

 


ادامه مطلب

برچسب ها: سارا شریعتی ، مذهب علیه مذهب ، جنبش سبز ، جامعه شناسی ایران ، علوم اجتماعی ،

یکشنبه 15 آذر 1388

علی(ع) مولا و سرپرست مسلمانان

   نوشته شده توسط: عابس    

گفتاری از محمد پسر عبدالله (ص)، آخرین پیامبر خدا در خصوص ادامه نبوت و بایستنهای آینده اسلام پس از او.

خطبه غدیر
این کلمات را ایشان در آخرین سفری که به مکه داشته اند ایراد کرده اند .
در آنجا دستور داده اند کسانی بین جمعیت در فواصل متعدد بایستند و کلمات ایشان را تکرار کنند تا همه جمعیت صد و بیست هزار نفری حاضر بشنوند.
نیز دستور داده اند کسانی که حاضرند به غائبین و کسانی که شنیدند به آنان که نشنیدند و کسانی که آگاه شدند به آنان که نمی دانند برسانند.
متن زیر کامل سخنان ایشان در آن سفر است که در عمل به دستور پیامبر(ص) که آنان که دانستند به دیگران برسانند در اینجا آورده شده است.
لازم به ذکر است این خطابه به "خطبه غدیر" نیز معروف است.
____________________________________________________________________________________

ستایش خدای را سزاست كه در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرینش اش بزرگ است. بى آنكه مكان گیرد و جابه جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.

همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگی او را پایانی نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست.

اوست آفریننده آسمان ها و گستراننده زمین ها و حكمران آن ها. دور و منزه از خصایص آفریده هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونی بخش آفریده ها و نعمت ده ایجاد شده هاست.
به یك نیم نگاه دیده ها را ببیند و دیده ها هرگز او را نبینند.

كریم و بردبار و شكیباست. رحمت اش جهان شمول و عطایش منّت گذار. در انتقام بی شتاب و در كیفر سزاواران عذاب، صبور و شكیباست. بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا. پوشیده ها بر او آشكار و پنهان ها بر او روشن است. او راست فراگیری و چیرگی بر هر هستی. نیروی آفریدگان از او و توانایی بر هر پدیده ویژه اوست. او را همانندی نیست و هموست ایجادگر هر موجود در تاریكستان لاشیء. جاودانه و زنده و عدل گستر. جز او خداوندی نباشد و اوست ارجمند و حكیم.

دیده ها را بر او راهی نیست و اوست دریابنده دیده ها. بر پنهانی ها آگاه و بر كارها داناست. كسی از دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگی او از نهان و آشكار دست نیابد مگر، او - عزّوجلّ - خود، راه نماید و بشناساند.

و گواهی می دهم كه او «الله» است. همو كه تنزّهش سراسر روزگاران را فراگیر و نورش ابدیت را شامل است. بی مشاور، فرمانش را اجرا، بی شریك تقدیرش را امضا و بی یاور سامان دهی فرماید. صورت آفرینش او را الگویی نبوده و آفریدگان را بدون یاور و رنج و چاره جویی، هستی بخشیده است. جهان با ایجاد او موجود و با آفرینش او پدیدار شده است.

پس اوست «الله» كه معبودی به جز او نیست. همو كه صُنعش استوار است و ساختمان آفرینشش زیبا. دادگری است كه ستم روا نمی دارد و كریمی كه كارهابه او بازمی گردد.

و گواهی می دهم كه او «الله» است كه آفریدگان در برابر بزرگی اش فروتن و در مقابل عزّتش رام و به توانایی اش تسلیم و به هیبت و بزرگی اش فروتن اند. پادشاه هستی ها و چرخاننده سپهرها و رام كننده آفتاب و ماه كه هریك تا اَجَل معین جریان یابند. او پردۀ شب را به روز و پردۀ روز را - كه شتابان در پی شب است - به شب پیچد. اوست شكنندۀ هر ستمگر سركش و نابودكنندۀ هر شیطان رانده شده.

نه او را ناسازی باشد و نه برایش انباز و مانندی. یكتا و بی نیاز، نه زاده و نه زاییده شده، او را همتایی نبوده، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده كند و حكم نماید. بداند و بشمارد. بمیراند و زنده كند. نیازمند و بی نیاز گرداند. بخنداند و بگریاند. نزدیك آورد و دور برد. بازدارد و عطا كند. او راست پادشاهی و ستایش. به دست توانی اوست تمام نیكی. و هموست بر هر چیز توانا.

شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودی جز او نیست؛ گران مایه و آمرزنده؛ اجابت كنندۀ دعا و افزایندۀ عطا، بر شمارندۀ نفَس ها؛ پروردگار پری و انسان. چیزی بر او مشكل ننماید، فریاد فریادكنندگان او را آزرده نكند و اصرارِ اصراركنندگان او را به ستوه نیاورد.

نیكوكاران را نگاهدار، رستگاران را یار، مؤمنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال سزاوار سپاس و ستایش آفریدگان است.


ادامه مطلب

برچسب ها: متن خطبه غدیر ، پیامبر(ص) و علی(ص) ، حق علی(ع) ، خلافت ، حجة الوداع ،

یکشنبه 1 آذر 1388

بیست عامل عقب ماندگی ایرانیان

   نوشته شده توسط: عابس    

مقاله ای از مصطفی ملكیان 



مصطفی ملكیان


ملكیان در این مقاله به بررسی علل و عواملی كه به عقل ماندگی ما ایرانیان دامن می زند پرداخته است.

وی علاوه بر سه عامل استعمار ، ضعف قوه حاكمه و تلقی مردم از دین ، ضعف فرهنگی را نیز عامل چهارم این عقب ماندگی می داند. ضعف فرهنگی در این مقاله در بیست عنوان خلاصه شده كه ملكیان نه عامل از این بیست عامل را ذیل دو عامل اصلی "استدلال ناگرایی" و "نداشتن زندگی اصیل" آورده است و بقیه را به صورت جداگانه.

این مقاله پیش از این در روزنامه اعتماد ملی چاپ شده است.


========================================================



در صد سال‌ اخیر كسانی‌ كه‌ درباره‌ مشكلات‌ جامعه‌ سخن‌ گفته‌اند و مطالعه‌ كرده‌اند معمولاً مجموعه‌ علل‌ و عواملی‌ كه‌ باعث‌ این‌ همه‌ مشكلات‌ علمی‌، بیچارگی‌ و بدبختی و مسائل‌ نظری‌ برای‌ جامعه‌ شده‌ است‌ را بیشتر در سه‌ محور كندوكاو كرده‌اند. اولین‌ محور، مداخله‌ كشورهای‌ خارجی‌، استعمار و انواع‌ و اقسام‌ سلطه‌طلبی‌ها بوده‌ است‌. دومین‌ نكته‌ رژیم‌های‌ سیاسی‌ حاكم‌ و مساله‌ سوم‌ تلقی‌ مردم‌ از دین‌ بوده‌ است‌. این‌ سه‌ عامل‌ تاكنون‌ بیشتر مورد تاكید بوده‌ است‌ و بسته‌ به‌ دیدگاه‌های‌ مختلف‌ بر یكی‌ از این‌ عوامل‌ بیشتر تاكید شده‌ است‌. اگرچه‌ معمولاً كسی‌ هم‌ نیست‌ كه‌ دو عامل‌ دیگر را انكار كرده‌ باشد.

اما مساله‌ای‌ كه‌ مهمتر از این‌ سه‌ عامل‌ است‌ وضع‌ فرهنگی‌ مردم‌ است‌. به‌ تعبیر دیگر آسیب‌شناسی‌ فرهنگی‌ مردم‌ ایران‌ و اینكه‌ به‌ لحاظ‌ فرهنگی‌ چه‌ امور نامطلوبی‌ در ذهن‌ و ضمیرشان‌ راسخ‌ شده‌ است‌. بنابراین‌ سخنان‌ من‌ به‌ معنای‌ انكار سه‌ عامل‌ دیگر نیست‌. ولی‌ تاكید بر این‌ است‌ كه‌ مهم‌تر ازآن‌، نگرش‌های‌ فرهنگی‌ ماست‌.

در باب‌ نگرش‌های‌ فرهنگی‌ من‌ یك‌ تفسیر دوگانه‌ دارم‌. من‌ معتقدم‌ وقتی‌ گفته‌ می‌شود كه‌ از ماست‌ كه‌ بر ماست‌ و اینكه‌ گفته‌ می‌شود ما باید از درون‌ تغییر كنیم‌ دو نوع‌ تغییركردن‌ مراد است‌ كه‌ من‌ به‌ یك‌ نوع‌ آن‌ می‌پردازم‌.

گاه‌ وقتی‌ گفته‌ می‌شود كه‌ «ما باید عوض‌ شویم»‌ یعنی‌ تا ما رفتار اخلاقی‌ سالمی‌ نداشته‌ باشیم‌ وضعمان‌ بهبود پیدا نمی‌كند و این‌ نكته‌ گفته‌ می‌شود كه‌ سود سرانجام‌ و بالمآل همه‌ در اخلاقی‌ زیستن‌ است‌. این‌ اخلاقی‌ زیستن‌ یكی‌ از دو بخش‌ مطلب‌ محل‌ اشاره‌ من‌ است‌. اما وضع‌ فرهنگی‌ تنها به‌ بحث‌ اخلاقی‌ ما بستگی‌ ندارد و به‌ یك‌ سری‌ نگرش‌های‌ ذهنی‌ هم‌ بستگی‌ دارد و من‌ می‌خواهم‌ به‌ این‌ نگرش‌های‌ ذهنی‌ بپردازم‌.

نگرش‌های‌ ذهنی‌ اموری‌ هستند كه‌ آگاهانه‌ یا ناآگاهانه‌ در ما راسخ‌ شده‌اند و ما در همه‌ كنش‌ها و واكنش‌ها تحت‌تاثیر این‌ نگرش‌ها هستیم‌ كه‌ لزوماً جنبه‌ اخلاقی‌ هم‌ ندارد و برای‌ تغییر آنها نباید رفتار اخلاقی‌ ما تغییر كند. برعكس‌ این‌ نگرش‌ها هستند كه‌ اخلاق‌ ما را به‌ سمت‌ ناسالمی‌ می‌كشند. می‌شود این‌ نگرش‌ها را تحت‌ عنوان‌ جامعه‌شناسی‌ قوم‌ ایرانی‌ بحث‌ كرد. اما موضوع‌ بحث‌ من‌ درباره‌ جامعه‌شناسی‌ ایران‌ معاصر نیست‌. به‌ تعبیر دیگر من‌ به‌ این‌ بحث‌ كه‌ شاخه‌ای‌ از جامعه‌شناسی‌ و روان‌شناسی‌ مربوط‌ به‌ اقوام‌ است‌، نمی‌پردازم‌.

از اینرو این‌ سخنان‌ را نباید در عداد كتاب‌ «روح‌ ملت‌ها»ی‌ زیگفرید یا نوشته‌ مرحوم‌ بازرگان‌ كه‌ گفتند زیگفرید به‌ روح‌ ملت‌ ایران‌ نپرداخته‌ و من‌ به‌ روح‌ ملت‌ ایرانی‌ می‌پردازم‌ تا نوشته‌ كامل‌تری‌ ‌شود، قرار داد. من‌ بیست‌ عامل‌ را که به مسائل‌ فرهنگی‌ و‌ نگرش‌های‌ ایرانیان‌ مربوط‌ می‌شود، احصا كرده‌ام‌. استدلال‌های‌ من‌ هم‌ بر این‌ مطالب‌ بیشتر درون‌نگرانه‌ است‌. یعنی‌ مخاطب‌ باید به‌ درون‌ خودش‌ مراجعه‌ كند و ببیند كه‌ در خودش‌ چنین‌ حالتی‌ وجود دارد یا نه؟ و اگر وجود دارد می‌توان‌ گفت‌ این سخنان‌ روی‌ صواب‌ دارد.



ادامه مطلب